جومعه!
داریم ظهر میریم خونه شکلات....
دیروز پنجشنبه که عصرش پا شدم رفتم خونه مامان شوهر...بعدش با شکلات و عمه بتی و شکوف همه رفتیم شو شیرینی....مثل ماست...خیلی خرج دکور کرده بودن...ولی گرون بود...
هیچکدوم هیچی نخریدیم....و بعد ۱ ربع اومدیم بیرون...یه خانومه هم اونجا منو میشناخت که تو بازارچه خیریه دیده بود منو و یادش بود که قابلمه بهش فروختم...بامزه بود....بعد فرش خانم هم گفت چه پسر ناز و با نمکی..خیلی دوسشون داشتم!!!
بعد از شو رفتیم خونه یه خانم بافنده.....عمه بتی ژاکت میخواس...کلی مدل دیدیم و یه مدل پسند کردن.....و قرار شد زود براشون ببافه...کاموا هم رفتیم خریدیم..
از یه راهی که مامان شوهر بلد نبودن انداختن و من بیشعور برگشتم گفتم بلدم بلدم و برین!!!
از اونجایی که بنده خیلی مقررات را رعایت میکنم باید یه تیکه راه رو خلاف میرفتیم...و اونا هم یه مشت آدم ترسووووووو...۴ ساعت کارش بود تاا بره!!!
وقتی هم به اون جای حساس رسیدیم ...همشون جیییییییغ و ویغغغغ که صحراااااا خط و نشون کشیده برای ما...البته همش به شوخی بودااااااا...ولی شوخی که مثل زهر تلخ بود!!!!
بعد از عبور از جای خطرناک مامان شوهر که میگفتن صحرا که برای من خط و نشون کشیده بود....شکلات برگشت گفت این دفعه هم نقشت نگرفت.....که مثلا میخواستم به کشتنشون بدم...
وایییییییییی که چقد بدم اومد از یکی یکیشون!
دیگه حرف نزدم....
تا شکلات و شکوف رفتن خونشون و ما هم برگشتیم خونه مامان شوهر...مامان شوهر هم در آخر گفتن خیلی خوشحال بودم باهام اومدی....و از این حرفا...تو دلم میگفتم ییییییی....و زود سوار ماشین خودم شدم ورفتم سمت خونه زن داییم مهمونی...
اونجا خدا رو شکر خوش گذشت...
متول هم که نیومد...گفت دیر میرسه....
منم ساعت ۱۱ ونیم برگشتم خونه....
خوب بود همه چی...
میخواستم دسر درست کنم ببرم واسه شکلات ...انگشت شصتمو گرفتم براش..با اون حرف بی مزش...کاش یه ذره اینا فکرش میکردن حرف میزدن....مثلا هم شوخیییی بودا.....بی خیالل....
من برم که صبحی بابا شوهر میان دنبالم تا بریم ونه شکلات..
متول ماشین برده...
مامان شوهر هم از صبح رفتن خونه شکلات...
حالا اگه من مهمون داشتم مامان شوهر میزاشتن مثلا نزدیک ناهار میومدن خونمون که من همه کارامو کرده بودم...البته مهم نیس برام!!!!
آخه اگه مهم نیس برام پس چرا مینویسمش...
پس نتیجه میگیریم که مهمه برام....و من ما تحتم میسوزه از این تبعیض!!!..یا هیییییی نگه من مثل دخترشم.........دیگه ببین متول چی میکشه!!!
اه ....معلومه امروز قاطیم!!![]()
ولی درکل خوبم و کون لق دنیا!!!!
بدروووود
☻♥ ☻