:((:((:((:((:((
الان که دارم مینویسم از یه جنگ مسخره با متول اومدم....الهی خدا عقلت بده ....هر چی نمیخوام اون روی سگم رو بالا بیارم نمیزاری تووووووو......../
الان اعصاب من خورد است و دارم پشت سرهم نفس عمیق میگشم..... هر چی خوشی عصر کردیم تو بینیمون در اومد......اهههههههههههههههههههههه
میخام زاررررررر بزنم ولی تو تنهاییم.......خدایا فقط بگو به من چرا این اینقد بچه هست....
+ نوشته شده در جمعه ۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 22:58 توسط bb-صحـرا
|
☻♥ ☻