الان که دارم مینویسم از یه جنگ مسخره با متول اومدم....الهی خدا عقلت بده ....هر چی نمیخوام اون روی سگم رو بالا بیارم نمیزاری تووووووو......../

الان اعصاب من خورد است و دارم پشت سرهم نفس عمیق میگشم..... هر چی خوشی عصر کردیم تو بینیمون در اومد......اهههههههههههههههههههههه

میخام زاررررررر بزنم ولی تو تنهاییم.......خدایا فقط بگو به من چرا این اینقد بچه هست....